LOADING

Type to search

خانه گزارش مقاله

وکیل

او یک وکیل فعال در حزب دموکرات های سویدن است ، از مشتریان خود شام گران قیمت می خواهد و از حرفه وکالت خود بخاطر بی کفایتی محروم شده است. اما با این وجود ، او همچنان سالها به وکالت از پناهجویان ادامه داده است. 

احمد یکی از پناهجویانی است که در سالهای گذشته در کشور سویدن زندگی می کرده است. او بعد از چند سال زندگی در این کشور مجبور به ترک خاک شده است و حال در یکی از کشورهای اروپایی زندگی میکند. در گفتگویی که داشتیم او بسیار از وکیلی که وکالت او را بر عهده داشت گله میکرد و از کارش ناراضی بود. او میگوید: «در طی مراحل پناهندگی که چندین سال به طول انجامید چندین بار مجبور شدم که وکیلم را به رستورانهای گران قیمت دعوت کنم و حتی برای ملاقات هایی که داشتیم پول تیکت یا بنزین موترش را هم پرداخت کنم». ادامه می گوید :«دوست وکیلم چندین مرتبه به طور غیر مستقیم به گوش من رساند که با دادن پول و مهمان کردن وکیلم به رستورانهای قیمتی می توانم روی پیشرفت کارهای اقامت خودم تاثیر بهتری بزارم». 

احمد در طول زمانی که منتظر کارهای اقامت خود بود دو بار با وکیل خود ملاقات کرده است. وکیل احمد برای آمدنش پیش احمد به او گفته بود که باید تمامی هزینه سفر که شامل پول تیکت و غذا می شود را پرداخت کند. این در حالی است که در صورتجلسه  دادگاه مهاجرت آمده است که رگنار مبلغ زیادی را برای سفر از دادگاه درخواست و دریافت کرده است. احمد چندین بار تلاش کرد تا وکیل خود را عوض کند اما دولت این اجازه را به او نداد. 

سرپرست احمد در این باره می گوید: «من خودم شاهد این بودم که وکیل احمد به هیچ یک از تعهدات خود در قبال احمد عمل نمی کرد و از همین خاطر چندین بار تلاش کردیم تا یک وکیل دیگر را جایگزین او کنیم».

تقاضای تغییر وکیل زمانی که پروسه اقامت در حال اجرا میباشد به ندرت از سوی اداره مهاجرت پذیرفته میشود و از همین خاطر احمد هیچگاه نتوانست که وکیل خود را تغییر دهد.  بنابراین رگنار، کسی که در یکی از احزاب ضد مهاجر فعالیت داشت به وکالت از احمد کار خود را ادامه داد. احمد اولین جواب منفی خود را دریافت کرد. بعد از شکایت های پی در پی او بعد از مدتی کوتاه سومین و آخرین منفی خود را نیز دریافت کرد. به گفته خودش او هیچوقت شانس این را پیدا نکرد که در دادگاه آخری حرف خود را بزند. 

او در گفتگویی با ما که از طریق اسکایپ انجام شد میگوید: «در روزی که قرار بود دادگاه آخرم برگزار شود وکیلم به من وقت اصلی شروع محکمه را نگفته بود و من بعد از اتمام جلسه به آنجا رسیدم. یکی از کسانی که در آنجا مسئولیت پرونده مرا داشت پیشم آمد و گفت که ما جلسه را بدون تو شروع کردیم و تصمیم گرفتیم که تو باید دیپورت شوی. من واقعا از کارهایی که وکیلم برای من انجام داده است ناراحتم و باید اجازه میدادند تا در آخرین دادگاه از خودم دفاع کنم». 

احمد بعد از اینکه آخرین منفی خود را میگیرد کشور سویدن را ترک میکند و حال در یکی از کشورهای اروپایی زندگی میکند. او پس از تقریبا شش سال زندگی در سویدن مجبور شد که با مکتب، دوستان و کار خود خداحافظی کند. او در آخر می گوید: «وکیل من زندگی و آینده من را خراب کرد، بنظرم با داشتن یک وکیل دیگر من در گرفتن اقامت موفق میشدم و الان در سویدن به زندگی ادامه میدادم».

این اتفاق تنها برای احمد نیفتاده است بلکه بسیاری دیگر از موکلین این وکیل داستانهای مشابهی را تجربه کردند.

رضا یکی دیگر از کسانی است که رگنار وکالت او را بر عهده داشته است. او میگوید:« وقتی که داشتم مصاحبه میدادم مترجم به من گفت که وکیل خوبی نداری. خودم هم شاهد بودم که وکیل هیچ علاقه ای به کمک کردن به من را ندارد. من او را بعد از مصاحبه ملاقات کردم اما هیچوقت درباره مصاحبه با همدیگر صحبت نکردیم٬ حتی یک بار دیگر زمانی که همرایش تماس گرفتم و گفتم که وقت ملاقات بگیرم به تندی به من جواب نه داد و گفت که وقت ندارد. همچنین زمانی که منفی گرفته بودم و میخواستم که به رای دادگاه شکایت کنم اول با این کار موافق نبود و خودم پافشاری کردم. او همیشه به من میگفت که وقت کافی برای من ندارد».

بالاخره بعد از شکایت به دادگاه رضا دومین جواب منفی خود را دریافت کرد. این دفعه او باید شکایت خود را به دادگاه عالی نوشته میکرد. او میگوید: «رگنار کاملا مخالف این کار بود و هیچ ارزشی برای من قائل نشد. خودم به اجبار شکایت خود را به زبان فارسی نوشته و برای دادگاه عالی پست کردم».

شکایت رضا سودی به همراه نداشت و او منفی سوم خود را نیز دریافت کرد. رضا هم مانند احمد سویدن را به مقصد یکی از کشورهای جنوب اروپا ترک کرد. او میگوید:« در یکی دو ملاقاتی که با وکیل خود داشتم او از من سوال هایی میکرد که اصلا مربوط به پرونده من نبود و بیشتر باعث تعجبم می شد. او از من می پرسید، مثلا چرا به این کشور آمدی و دیگر جای نرفتی؟ و یا میپرسید سن واقعیت چقدر است؟ ».  

رگنار علاوه بر کار در اداره مهاجرت به عنوان وکیل، همزمان در حزب دموکراتهای سویدن که هدف اصلی شان اقامت ندادن به مهاجرین است نیز فعالیت می کرده است. او در وبسایت این حزب تاکنون چندین بار اشاره کرده است که مهاجرین حق ماندن در سویدن را ندارند و باید از این کشور بروند. 

بعد از دو روز تلاش کردن بالاخره موفق شدیم که با رگنار تماس بگیریم و از او بپرسیم: آیا بنظر شما کسی که در حزب سویدن دموکرات فعال است میتواند شخص مناسبی برای دفاع از حقوق پناهجویان باشد؟ 

ــ من تمایلی به حرف زدن با شما را ندارم.

این تنها جوابی بود که از او گرفتیم. 

در گفتگویی که با اداره مهاجرت داشتیم مطلع شدیم که این وکیل دیگر اجازه کار در این نهاد را ندارد. حال رضا و احمد از کشورهای دیگر و از راه دور در تلاش هستند که به سویدن بازگردند. از هر دویشان شنیدیم که می گفتند:« این وکیل زندگی ما را خراب کرد و همیشه تلاشش این بود که ما اقامتمان را نگیریم». 

پیک با بررسی هایی که انجام داد متوجه شد که از۱۲ پرونده ای که رگنار وکالتشان را به عهده داشت تنها یک پرونده جواب مثبت گرفته است. 

*لازم به ذکر است برای حفظ حقوق افراد نام برده شده در این گزارش از به کار بردن نام اصلیشان خودداری شده است. 

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *